تبليغاتX
شمس پرنده
 
شخصی و .......
 
A nation in morning ... a North Korean television image of grief-stricken citizens in Pyongyang yesterday. Even the skies were grieving for Kim, state media said.

آیا اینها که یک جور پالتو پوشیده اند دارند یک جور گریه می کنند ؟

آیا اینها که  یک جور گریه می کنند ، یک جور پالتو پوشیده اند ؟

آیا اینها که یک جور گریه می کنند ، یک " پالتو یک جور  " دیگر هم می خواهند ؟

آیا بخاطر پالتو یک جور است که اینها دارند یک جور گریه می کنند ؟

آیا این پالتو ها ربطی به رهبرشان دارد ؟

آیا این گریه ها ربطی به رهبرشان دارد ؟

آیا این گریه ها بخاطر کیم است ؟

آیا کیم رهبرشان بود ؟

آیا کیم این پالتو ها را خریده بود ؟

آیا کیم این گریه ها را خریده بود ؟

آیا گریه خریدنی است ؟

آیا گریه را می توان با پالتو معاوضه نمود ؟

آیا قیمت گریه با قیمت پالتو برابر است ؟

آیا گریه را می توان فروخت ؟

آیا پوشیدن پالتو های یک جور گریه آور است ؟

آیا اینها که یک جور پالتو پوشیده اند دارای یک جور رهبر مانند کیم ایل سونگ و کیم ایل جونگ و کیم  جونگ اون هستند ؟

آیا ............

---------------------------------------------------

توضیح لازم : پالتو یا بارانی یا اور کت و یا هر چی !

  نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 6:20  توسط رویا روستا  | 

درخت زندگی بازی براد پیت، شان پن و جسیکا جاستین

- میشه فیلمی دید که فقط شعر باشه ؟

یعنی بجای واژه ، تصاویری رو ببینی  که عین یه شعر قشنگ باشه ؟

- آره میشه ......

- کدوم فیلم ؟

- فیلم درخت زندگی عین یه شعر می مونه

یه شعر قشنگ .........

  نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 20:56  توسط رویا روستا  | 

 رفته بودم کتابفروشی نشر نی تا کتاب راز سرمایه را بخرم  ، دیدم که کتابفروشی نشرنی تبدیل به یک کافه شده و البته کتابی را که می خواستم در یک کتابفروشی دیگر پیدا کردم و به همراه کتاب مورد نظرم ، کتاب دیگری هم خریدم با عنوان ذهن کامل نو  که دیروز و امروز برای مطالعه دستم بود .

ذهن کامل نو (گذار از عصر اطلاعاتی به عصر مفهومی)

  کتابی که توجهم رو جلب کرد یه کتاب نظریه پرداز در خصوص گذر از عصر اطلاعات به عصر مفهومی و معنایی بود . عنوان فارسیش ذهن کامل نو بود و  در آمازون نیز عنوان انگلیسی کتاب این جوری ثبت شده :

 A Whole New Mind: Moving from the Information Age to the Conceptual Age ونویسنده کتاب یعنی آقای دانیل پینک در کتاب ۳۰۴ صفحه ای اش نظریه اش رو به این صورت توضیح می ده :

که مغز دارای دو سمت راست و چپه و همانطور که همه می دونیم سمت چپ ، راهبر منطق ، ریاضیات ، نظم ، فنون ، علم و تجربه و یادگیری و حقوق و اقتصاد و برنامه ریزی و ....... هست و سمت راست راهبر احساس و طراحی و شعر و ادبیات و فصه پردازی و رمانس و عشق و نقاشی و موسیقی و ........

آقای پینک همچنین با یک تحلیل تاریخی اشاره می کند که بشر از قرون شانزده به بعد سعی کرد که از سمت راست مغزش فاصله بگیره و سعی کنه که بیشتر با سمت چپ مغزش کار کنه ، دنبال علم و دانش بره ، آموختن علوم و فنون و حقوق و اقتصاد و کار ، برنامه ریزی و کامپیوتر و ..........

   اما  بعد از گذشت چند  قرن از این تغییرات اکنون ، با توجه به فراوانی اقتصادی ونیز اوت سورس کردن بخشی از امور و فنون به کشورهای آسیایی از جمله هند و ژاپن و ...... که به مثابه کارگران ارزان قیمت دانش در خدمت برنامه ریزی و نوشتن برنامه های کامپیوتری برای شرکتهای معظم غربی هستند و نیز نضج و گسترش ماشین هایی که خودکار هستند زمان و رفاه لازم و بیشتری در اختیار انسان غربی قرار گرفته که به جای بالاتر بردن سطح رفاه زندگیش به دنبال معنا و مفهوم زندگیش برود . و در واقع از سمت راست مغزش بیشتر استفاده کند و ذهنش را تبدیل به یک ذهن کامل و نو  بکند .

  البته چند نکته مهم در نظریه  آقای پینک وجود داشت ، مهمترینش اینکه ما و درست تر بگویم تمدن غرب در آستانه یک تحول اساسی در ساختار و شاکله تمدنش است وآن اینکه دنیای غرب اگرچه می خواهد مدیریت  و راهبری منابع و گردش اطلاعات  را در کل جهان داشته باشد ، اما همچنین به دنبال معنا یابی این همه حرص زدنهایش  برای جمع آوری اطلاعات نیز هست . اطلاعاتی که آرامش را از وی سلب نموده . و این است که این همه از آموزش های معنویت محور چون  یوگا و مدیتیشن در غرب استقبال می شود و معنا گرایی در بسیاری از رشته های دانشگاهی حتی پزشکی و حقوق راه پیدا نموده است . و بسیاری از مراکز آگاهانه در جستجوی تکنیکها و روشهایی هستند که سبب بیداری و بهره گیری از ظرفیت های سمت راست مغز توسط افراد و گروه های مختلف جامعه باشد . و حتی مدارسی را نیز در این راستا بوجود آورده و دروس خاصی  با تاکید بر طراحی و امور هنری در این نوع مدارس تدریس می گردد.

  و نکته مهم دیگر که در این کتاب یک مفهوم فرعی محسوب می شد ، اما برای من که یک جهان سومی هستم ، گزنده و مهم بود ، شرح بهره گیری از شیوه   Outsource  توسط  شرکتهای کامپیوتری دنیا بود و اینکه ترجیح می دهند که کارگران دانش در کشورهای آسیایی و عقب افتاده مشغول برنامه نویسی برای شرکتهای بزرگ کامپیوتری باشند که مدیر عامل و هیئت مدیره اش در آمریکا و اروپا زندگی می کنند و از ثمره  زحمت کارگران دانش آسیایی و جهان سومی  میلیاردها دلار در سال پارو می کنند .

  امروزه در جامعه ما و بسیاری از کشورهای آسیایی اقبال زیادی از علوم کامپیوتری می شود که یکی از دلایلش بازار کار و در آمد آن می باشد . با خواندن این کتاب احساس بدی به استقبال از این رشته داشتم . احساس کردم حتی اگر سر آمد برنامه نویسی کامپیوتر باشیم ، چیزی بیشتر از کارگران دانش بازارهای سرمایه غرب نیستیم . حدود ۴۸ درصد از نرم افزارهای شرکت جنرال الکتریک در هند تهیه می شود .موتورولا ، نورتل ، اینتل چند مرکز توسعه نرم افزار را در روسیه اداره می کنند . و ...... و البته معلوم است که دلیل اصلی این اوت سورس کردن ، پول است . در ایالات متحده یک طراح عادی تراشه ماهیانه ۷۰۰۰ دلار درآمد دارد و در هند حدود ۱۰۰۰ دلار به دست می آورد . و به سادگی خود می خندم وقتی ده پانزده سال پیش زمانی که کتابهای آقای پیتر دراکر غول تئوری پرداز دانش مدیریت نوین را تورق می کردم و مزه عبارت    Knowledge worker را زیر زبانم مزه مزه می کردم و لذت می بردم و فکر می کردم که دنیای آینده یک دنیای بسیار هوشمند و دانش محور خواهد بود که دانش در کمال آزادی و عدالت بین همه مردم تقسیم خواهد شد و همه از مواهب و رفاه و سعادت ناشی از آن برخوردار خواهند شد و ....

  صرفنظر از این نکته تیره و دل چرک کن ، آقای پینک در کتاب ذهن کامل نو با بسیاری از تئوری پردازان دیگر دنیای معاصر همنوا می شود و جهان را در آستانه یک تحول بنیادی تفسیر می کند ، تحولی که از درون انسان آغاز می شود . تحولی که ابتدا انسان و سپس جامعه اش را متحول می کند . یک تحول درونی به فرماندهی خودش . تحولی که در آن ذهنیت - فهم - معنویت و آگاهی نقش اساسی را ایفا می کند .

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 22:6  توسط رویا روستا  | 

I´m Selina De Maeyer ( born 17/08/1987 ) a Belgian photographer
who doesn´t follow the general trends dictated by the photographic fashion industry
I love to carve out my own world
My world balances between fragility and strength

But I do not want to reach a certain public
What I want is to create a unique feeling for everybody when they are looking at my work

... I hope to become better and better, i´ d like to meet more interesting people to learn more and more...

I hope I am doing well here, enjoy

http://preebruleeblog.com/inspirations/selina-de-maeyer-a-fantasy-through-the-lens/

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:0  توسط رویا روستا  | 
 

 چگونه ؟

درست مانند این عکس

همیشه در قله آراستگی

آماده رقصیدن

در مرز میان

 اوج تعادل و اوج شکنندگی 

 در کنار یک اقیانوس

با همنشینی و موانست جادو و رمز و اسطوره

با همه........... ولی تنها

زیبا و دست نیافتنی

چگونه ؟

آنگونه که سلینا مایر به تصویر می کشد

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:26  توسط رویا روستا  | 

- من و جنگل یکی بودیم 

 و با نگاهی یگانه به آسمان و زمین نگاه می کردیم .

- من و جنگل یکی هستیم

وقتی کنار هم قرار می گیریم

- و دقیقتر اینکه

 من در جنگل .......

 جنینی خواهم بود  ،  که در زهدان مادرش 

 "بودن یگانه "را تجربه می کند

                                                                شنبه - جنگل کنار دریاچه سقالکسار

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 22:11  توسط رویا روستا  | 

  

 بوکوحرام نامی است که یک گروه تندرو بنیادگرا در شمال نیجریه بر خود نهاده است . می توان به طور سر دستی بوکو را اشاره به کتاب (بوک) و یا مجموعه آموزش هایی غربی دانست که توسط این گروه حرام و ممنوع دانسته شده . آنان هر گونه آموزش به سبک غربی - مدارس غربی - لباس های غربی - آداب غربی و حتی استفاده از کلاه ایمنی توسط موتورسواران را ممنوع می دانند .    تاسیس این گروه را می توان مربوط به اوایل هزاره سوم ، حدود سالهای ۲۰۰۲ به بعد دانست که با احداث یک مسجد و یک مدرسه شروع شد و کم کم دانش آموختگان آن مدرسه مذهبی برای جهاد مذهبی تربیت شدند و کم کم به انجام عملیات مسلحانه ، بمب گذاری و کشتار خیابانی کشیده شد .

   ارتباط این گروه با هلال طالبان که از آفریقا و کشورهای عربی تا افغانستان پراکنده اند ، آنقدر معلوم و قابل درک است که برخی آنان را طالبان نیجریه می خوانند و معلوم است که با توجه به فقر و نداری مسلمانان شمال نیجریه ، پشتیبانی مالی و تدارکاتی شان منبع و منفذ دیگری خارج از مرزهایشان دارد . مثلاً از طالبان پولدار عرب و ....با توجه به اینکه طالبان با اصل قرار دادن جبهه بندی اسلام و کفر ، مرز جغرافیایی خاصی را مد نظر ندارد و به طور مثال در نبرد با ارتش سرخ شوروی در زمان اشغال افغانستان بسیاری از جنگجویانی که در جبهه افغانستان و در کنار رزمندگان آن سرزمین می جنگیدند ، از مصر و سودان و یمن و عربستان و سایر کشورهای اسلامی برای نبرد با کافران کمونیست حتی با الاغ و اسب چندین هزار کیلومتر را تا رسیدن به عرصه نبرد اسلام و کفر در افغانستان طی کرده بودند و با خلوص کامل در میان دشتها و کوه های افغانستان به نبرد با ارتش سرخ پرداخته و پس از خروج ارتش سرخ درگیر نبردها  و جنگ قدرت داخلی شدند .

  تمایلات تند روانه این گروه که در بستری از فقر سوزنده و بیسوادی مفرط مسلمانان ساکن شمال نیجریه جا خوش کرده است تقویت کننده این فرضیه است که طالبانیسم فقر و بیسوادی را دستاویز رشد و گسترش خود قرار می دهد . چرا که شعارها و دیدگاه های طالبان تنها قدرت تاثیر گذاری بر روی اذهان ساده و خالی را خواهد داشت که در امتزاج با فقر  دارای کینه ای عمیق نسبت به سایرین اعم از ثروتمندان و یا صاحبان دیگر کیشها و آیین ها می باشند . ابتدایی بودن ذهن این افراد با توجه به ترسی که از قدرت مقابلش احساس می کند ، ابتدا باعث کشیدن حصاری به دور خودش و ذهن اش می گردد ، لذا گام اول آنها تحریم نظام آموزشی متداول و برپایی مدارس دینی به عنوان پایگاهی برای آموزشهای دینی است . و سپس با توجه به آیات مبارزه با کافران و مشرکان  ، برای مبارزه با کافران و مشرکان زمانه پا به عرصه عمل و مبارزه می گذارند .

  البته باید تعدیلی در مطلب پست قبل در خصوص دست اندر کار بودن کاپیتالیزم جهانی در تمامی توطئه ها و چالش های جهان ایجاد نمود و اینکه اگر چه تقریباً همه تنشهای سیاسی و اقتصادی دنیا کم و بیش مورد حمایت و یا رضایت جهان سرمایه داری است و دنیای سرمایه یاد گرفته که همواره از تنشهای موجود سهم خودش را از میان دست و پای خرد شده طرفهای درگیر بیرون بکشد ، اما بسیاری از تنشها نه زاییده تحریک مستقیم بلکه بازتاب غیر مستقیم قواعد بازی جهان سرمایه داری است .     از هفت ميليارد نفر جمعيت جهان فقط حدود يك ميليارد نفر آنها در متن و زندگي سرمايه‌داري قرار دارند و از مواهب آن سود مي‌برند. و شش ميليارد نفر ديگر در حاشية اين زندگي هستند و در متن روابط سرمايه‌داري واردنشده‌اند و يا نگذاشته‌اند كه وارد شوند. این شش میلیارد نفر در جهانی که با قواعد نظام سرمایه داری اداره می شود به بازی گرفته نشده اند و طبیعی است که به عنوان یک بیگانه رفتار نمایند و پنهان یا آشکار با ان دشمنی نمایند . دوسوتو نویسنده کتاب ارزشمند راز سرمایه می گوید :در اين شرايط، اين افراد احساس مي‌كنند كه تحت فشار هستند. زياد كار مي‌كنند اما عايدي لازم را ندارند و استفادة اقتصادي متناسب از دارايي‌هاي خود نمي‌توانند، داشته باشند. در واقع ، اينها حاشيه‌نشين هستند.  اين حاشيه‌نشين‌ها در نظام سرمايه‌داري جهاني جايي ندارند. اينها از وضعيت خود ناراضي‌اند و بالقوه دشمنان سرمايه‌داري هستند .

   در ساختار منطقی ذهن انسان اعم از ساده و ابتدایی و پیشرفته فکر و عمل رابطه ایی دیالکتیک و متقابل دارند . یعنی فکر عمل را می آفریند و عمل فکر را . اما همیشه در نقطه ابتدایی این فکر و ایده است که فرد را به حرکت اولیه هدایت و راهبری می کند . اندیشه نارضایتی از وضعیت اقتصادی توسط حاشیه نشینان و شناخت دشمن اصلی این عقب ماندگی و محرومیت به یک قوه محرکه مهمتری برای کنشگری نیاز دارد که آن می تواند مذهب و ایدئولوژی باشد . تجربه های روسیه - چین در قرن بیستم و نیز در زمان کنونی قیامهای مردمی در کشورهای عرب و آفریقایی و آسیایی می تواند موئد این فرضیه باشد . و با این تحلیل است که رشد افراطی گری و بنیادگرایی را در بخش های بسیاری از نقاط توسعه نیافته کره زمین علی رغم ورود به هزاره سوم که  عصر انقلاب اطلاعات نامیده شده  می توان توضیح و تبیین و حتی پیش بینی نمود .    و در سایه سار این تحلیل است که ظهور و گسترش طالبانیسم را می توان تئوریزه نمود . اگر چه گفته می شود که طالبان پیرو سنت هستند ، اما باید گفت که مفهوم و تعریف نقش بسته از معنای سنت در ذهن طالبان با تعریف ما از سنت متفاوت است . احتمالاً تعریف ما از سنت می تواند نزدیک به تعریفی باشد که آقای دکتر نصر از سنت دارند ، حال آنکه تعریف طالبان از سنت ، تعریفی تقابلی و عکس العملی با ابعاد مدرنیته جهان سرمایه داری است و در واقع کنش آنان  را می توان منتسب به نوعی بیماری ناشی از عواقب و اثار نظام کاپیتالیستی محسوب نمود ونه پیروی و کاربرد قواعد سنت در زندگی عملی .

  دنیای سرمایه داری و سردمدارانش در تقویت اولیه طالبان در افغانستان دچار یک اشتباه استراتژیک شد ، چرا که فکر می کرد تقویت و شکل گیری طالبان تنها یک تاکتیک برای مبارزه با اهداف ارتش اشغالگر  سرخ می باشد ، حال آنکه بسط طالبانیزم به آنها ثابت کرد که این تاکتیک با توجه به شرایط مهیا تبدیل به استراتژی شد .  القاعده دست ساخت آمریکا برای مقابله با ارتش سرخ بود ، اما گویا تحلیلگران ایالات متحده پیش بینی نکردند  که کشت باکتری در محیط مساعد و نمناک سبب رشد و تکثیر غیر قابل کنترل آن می گردد و این چنین است که علی رغم خروج ارتش سرخ از افغانستان می بینیم که طالبانیسم  نه تنها رو به افول نرفت بلکه همچنان در حال زایندگی است در عراق - در مصر در یمن - و در آفریقا و در نیجریه ، با اصول بسیار تعجب برانگیز و غیر قابل باوری  که در مانیفست نانوشته گروه بوکو حرام  دیده می شود : حرام بودن خواندن هر کتابی بجز کتاب دینی - نپوشیدن کت و شلوار - نگذاشتن کلاه ایمنی هنگام موتور سواری - نرفتن به هر مدرسه ایی به جز مدرسه دینی گروه بوکوحرام و .....

   ******************

یکی از نمادهای آفرینش و زایندگی و نو شدن جهان و همه چیز در اسطوره های کهن تصویر  "ماری " است که در حال خوردن دمش می باشد . و اکنون دنیای ما چنین صف بندی ای را نشان می دهد : ماری که در حال خوردن دمش است . پس امیدوار باشیم که پس از این خوردن و تمام شدن ، آفرینش و نوزایی در عرصه هستی رخنمون شود .  جهانی تازه  که همه قواعد بازی منحصر به نظام سرمایه داری نباشد و اگر باشد ، همه در آن نقش آفرینی کنند ، همه هفت میلیارد نفر و نه فقط یک میلیارد نفر . ( هر چقدر سعی می کنیم که به دنیای گاه مسخره آمیز مدینه فاضله پا ننهیم - اما مثل اینکه نمی شود و جاذبه های امیدوار کننده اش عین تارهای مرد عنکبوتی هی می افتد دور گردن ما و ما را می اندازد وسط میدان مرکزی یک مدینه فاضله من در آوردی از خودمان )

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 10:44  توسط رویا روستا  | 

  اگر کره شمالی خطر نیروگاه هسته ای نداشته باشد

اگرافغانستان خطر طالبان را نداشته باشد

اگر آفریقا خطر جنگهای نژادی و قبیله ای ، فقر و بیماری ایدز  نداشته باشد

اگر در عراق خطر نفوذ ایران وجود نداشته باشد

اگر مصر خطر تندرو های اسلامی را نداشته باشد

اگر در کشورهای خلیج ، خطر قیامها ی مردمی وجود نداشته باشد

اگر در آمریکای جنوبی خطر توطئه و نفوذ برای آمریکای شمالی وجود نداشته باشد

ایالات متحده دیگر سرور و سالار جهان نبود

و راز مهم این است که ایالات متحده می خواهد که همواره :

     کره شمالی یک خطر برای انفجار هسته ای در جهان باشد و خودمانیم ، بیشتر تجهیزات تهیه و ساخت سلاح هسته ای با تدارک و اجازه ایالات متحده به کره شمالی می رسد

    ایالات متحده می خواهد که طالبان همواره به عنوان  یک نیروی ارتجاعی ، مسلح و تند رو در افغانستان فعالیت داشته باشند و به هیچ وجه خواهان حذف این نیروی بسیار نافع در افغانستان نیست و خودمانیم ، همه تجهیزات نظامی طالبان با تدارک و اجازه ایالات متحده مستقیم و غیر مستقیم به دست طالبان می رسد .

    ایالات متحده می خواهد که آفریقا همواره نا آرام ، گرسنه ، در حال جنگ و عقب مانده باشد . گول کمکهای سازمانهای یاری کننده را نخورید . مقدار این کمکها دقیقاً کنترل می شوند و همواره در مرز مرگ و زندگی است . خودمانیم ، ایالات متحده به هر دو سوی متخاصم در کشورهای جنگ زده و آشوب زده آفریقایی کمک می کند . این سرنوشت آفریقا است . چرا که آفریقا شیر خفته زمین است و این شیر نباید بیدار شود .

    ایالات متحده شدیداً کشورهای ثروتمند عرب را از همدیگر و خصوصاً از ایران می ترساند . آنها همواره باید در هول یک دشمن فرضی باشند . چرا که در این صورت راحتتر به  آغوش کرایه ای آمریکا پناه خواهند برد .

     پس معادلات خود را کمی اصلاح و ویرایش کنید . کره شمالی یک خطر نیست . طالبان خطر ناک نیستند . عربستان و کویت و امارات دشمن نیستند . جنگهای آفریقا و عقب ماندگی آمریکای جنوبی هدایت شده اند . همه این بدبختها ، جنگ زده ها و عقب مانده ها  در این نمایش حضور دارند تا خوشبختی یک نفر را به اثبات برسانند . ایالات متحده برای اینکه به عنوان دشمن شناسایی نشود ، مدام در گوشه و کنار جهان دشمنی می آفریند.

  زئوس وقتی دید که پرومته آتش را از جایگاه خدایان دزدید و به انسانها هدیه داد ، او را به کوه قاف تبعید کرد و مقرر نمود که هر روز عقابی جگر او را بخورد و شب هنگام دوباره به حالت اول برگردد و دوباره فردا .......... زئوس دوست نداشت که هیچ موجودی با او در توانایی های مطلقش شریک شود. و این سرنوشت این ملتهاست ، هر روز عقابی چگرشان را می خورد و ...........البته ناامید نشویم . پرومته تا آخر دنیا بر روی کوه قاف با این عذاب سر نکرد ، هرکول او را نجات داد .

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 11:29  توسط رویا روستا  | 

    ۱-  لوسین لوی برول کتابی دارد با عنوان کارکردهای ذهنی در جوامع عقب مانده و لب کلامش اینکه ساختار شناختی آدمها بستگی به مرتبه و درجه  ذهنیتشان از سلسله مراتب عقل و مهارت های اندیشه دارد .  یک پدیده مشترک در دو جامعه که یکی از نظر ذهنی عقب مانده و دیگری در مرتبه بالاتری از بعد بکار گیری عقل و استنتاج به سر می برد  ، دو بازتاب متفاوت  را خواهد داشت .  مثلاً  با توجه به اینکه نظامی گری به نحوی با درجه بدویت جامعه انسانی پیوند دارد ، بسیاری از رهبران کشورها در دنیای امروز از اینکه خود را یک فرد نظامی نشان دهند پرهیز می کنند و برعکس در برخی دیگر از کشورها ، رهبران لباس نظامی می پوشند و سوار تانک و هواپیمای جنگی می شوند تا  بگویند که که یک رهبر نظامی کارآمد و حرفه ایی هستند .

۲- دیشب تلویزیون در حال پخش فیلمی از  از رهبر جدید کره بود که ایشان را  در حال رانندگی تانک های جنگی نشان می داد که  به محض پیاده شدن  از تانک ، افسران ارشد پالتو پوش کره شمالی که آدم را به یاد نظامیان جنگ جهانی اول و ماقبل آن می انداخت ، دوره اش می کردند و از این همه صلابت و مهارت کیم جونگ اون در راندن تانک  چهره ای مات و مبهوت به خود می گرفتند .

۳- در کره شمالی یک میلیون نفر در ارتش خدمت می کنند و البته کیم جونگ اون باید چنین ژستی را از خود به ثبت می رساند تا به صورت نمادین بگوید که لیاقت و توانایی هدایت ارتش را دارد .( با رانندگی یک تانک !)

۴- صرفنظر از تاثیر این تکه فیلم چند دقیقه ایی بر روی ارتش کره ، باید به این نکته توجه داشت که کیم جونگ اون بر روی یک بک گراندی از ذهنیت مردم کره این ژست را اجرا کرده و آن بک گراند تفکر ابتدایی و قبیله ایی و ماقبل دوران اسطوره ایی مردم کره است .

۵- مشخصه دوران ابتدایی ماقبل دوران اسطوره ایی این است که مردم نمی دانند واقعاً سلسله مراتب قدرت در هستی چگونه است .مشخصه  دوران ابتدایی این است  که  مردم به یک نیروی ناشناخته و موحشی که در تاریکی بسر می برد ایمان دارند . نیرویی که ممکن است ناگهان ظاهر شود و همه هستی و نیستی آنان را بر باد دهد و برعکس به طور اسرار آمیزی حافظ هست و نیست شان باشد . ذهنیتی که همواره معتقدان به آن باید در لبه خوف و رجا باشند . و مردم کره هم فکر می کنند که اگر این کیم های پشت سر هم  نباشند ، کشورشان توسط کره جنوبی و یا سایر کشورهای سرمایه داری قورت داده خواهد شد . که البته این طور هم هست مثل آلمان شرقی که آنقدر در طی دوران سلطه کمونیسم حقیر و ضعیف شد که با فرو ریختن دیوارش ، همه موحش بودن و غیر قابل دسترس بودنش مثل یک آدم برفی در یک روز آفتابی آب شد  و مردمش برای خوردن یک ساندویچ مک دونالد در آن سوی دیوار سرو دست شکستند.

۶- و به این ترتیب است که وقتی کیم ایل جونگ می میرد ، کیم جونگ اون به راحتی آب خوردن می تواند در این بک گراند ذهنی  که آماده پذیرش یک رهبر فرهمند دیگر است ، به عنوان یک رهبر مقتدر ظهور کند و تازه تانک سواری هم بکند و نمایش قدرت هم بدهد . چرا که سلسله مراتب قدرت در آن سوی تاریکی اذهان مردم تصویر سازی شده است . و کسی نمی داند و نباید بداند که کیم جونگ اون ، چگونه و بر اساس چه منطقی آمد و به چه دلیل باید به محض آمدن و حتی در اولین روز ظهورش در اوج قدرتی که به او به ارث رسیده قرار گیرد و نیازی به طی نمودن سلسله مراتب قدرت نداشته باشد.

۷- اما به نظر می رسد که همواره سطح اندیشه دارای پوسته و هسته ایی باشد . که گاه فشار هسته سبب ترکیدن پوسته تنگ و محدودکننده می شود . این هسته را می توان  به عنوان قدرت تکامل گرای ذهنیت و اندیشه انسانی که برای خود ملاکها  و ارزشها و استانداردهایی خارج از ملاکها و استانداردهای سطح پوسته را دارد ، تعریف نمود . این استانداردها به صورت بطئی به سطح می آیند . و این است که ممکن است مردم در طی چند نسل کمونیسم را در روسیه تحمل کنند ، دیکتاتوری استالین را با بیدادگری های پیدا و نهانش تحمل کنند ، اما بلاخره هسته سبب شکاف پوسته می شود . درست همانطور که بر روی سطح پوسته زمین رخ می دهد . و می بینیم که به محض باز شدن فضای سیاسی روسیه خیل اندیشه ورزان روس به کشورهای دیگر نقل مکان می کنند تا فقط بتوانند بیندیشند .

۸- اگر چه فیلم عزا داری مردم کره برای از دست دادن رهبر قبلی شان  در طی چند هفته گذشته موجب خنده و تمسخر مردم بسیاری در کشورهای دیگر گردید ، اما باید با دیدگاهی عمیقتر افزود که آنچه از مردم کره دیده شد تنها کنشهای پوسته ذهنیتشان بوده و رفتار و گفتار  فراریانی  که از کره شمالی حتی با شنا کردن طولانی خود را به کره جنوبی رسانده اند ، بیانگر این است که در زیر پوسته و در هسته اندیشه شان ، چیزهایی دیگر در جریان است .  

  نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 15:5  توسط رویا روستا  | 

زن ...........................

زندگی .....................و

زیستن ..................را  بر روی

زمین ...................

زیبا ....................می کند .

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 16:19  توسط رویا روستا  | 

تنفس هواي مانده ملولم ميکند

پرنده اي که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر

 بسپارم

 

 

 نهايت تمامي نيروها پيوستن است ، پيوستن

به اصل روشن خورشيد

و ريختن به شعور نور

طبيعي است

که آسياب هاي  بادي ميپوسند

چرا توقف کنم؟

 

در سرزمين قد کوتاهان

معيارهاي سنجش

هميشه بر مدار صفر سفر کرده‌اند

چرا توقف کنم؟

 

من از عناصر چهارگانه اطاعت ميکنم

و کارم تدوين نظامنامه نيست

مرا تبار خوني گل ها به زيستن متعهد کرده است

.................................................................

پانزده دی ماه - تولد فروغ آسمان شعر ایران گرامی باد

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 13:33  توسط رویا روستا  | 

اولین هدیه   آقای پرزیدنت در سال نو میلادی ، تحریم بانک مرکزی ایران بود .

  چقدر ساده اند بعضی ها که با خروج سربازان آمریکایی از عراق ، فکر می کنند که آمریکا روحیه جنگجویی اش را به کناری نهاده و در اندیشه بسط دمکراسی در کشورها ی بیچاره است . آمریکا هیچگاه و هیچگاه و هیچگاه و هیچگاه و هیچگاه و هیچگاه و هیچگاه روحیه سلطه جویی اش را در ارتباط با هیچ کشوری حتی انگلیس و فرانسه - کنار نگذاشته و نمی گذارد ، هر چند از نقاب دروغین دمکراسی استفاده کند . گرد و خاک کابوها و صدای هفت تیر کشی هایشان هنوز کم و بیش به گوش می رسد . فیلم " دارو دسته نیویورکی ها " ی اسکورسیزی ،  نمایش کوچکی  از زندگی روزمره همین آمریکایی ها بود- که منتهی الان کت و شلوار می پوشند و به جای دستمال گردن ، کراوات می زنند . همه آن خشونت ها اکنون به طور یکجا و تماماً توسط هیئت حاکمه آمریکا به نیابت از طبقه حاکمه آمریکا حفظ و صیانت می شود . خشونتی که مردم آمریکا به تدریج با آن بیگانه شده اند. و اعلام همدلی با کلیه مردمی که در جهان در زیر ستم نظام سرمایه داری صدای شکستن استخوانهایشان به گوش می رسد - در جنبش تسخیر وال استریت - نمادی از انزجار مردم آمریکا  از کنش سیاستمداران شان بود.

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 9:59  توسط رویا روستا  | 

The Mayan Calendar's story of rebirth on 21 December 2012 comes from the convergence of three powerful birth myths on the same day.

 

     اوه خدا را شکر که لااقل یه چیزی مهمتر از انتخابات آمریکا و خانم جنیفر لوپز و ریحانا  و کیم کارداشیان، امسال ذهن مردم را به خود مشغول می کند : بله تقویم بحث برانگیز مایاها . البته محبوبیت و دل مشغولی مربوط به تقویم مایاها رقبایی نیز دارد . رقبایی در عرصه سیاست در خاورمیانه و آفریقا و عراق و افغانستان و ..... و نیز در عرصه اقتصاد ، جنگ نفت و نوسان های اقتصادی و ..........

  مردم به مدد بوقهای تبلیغاتی امسال منتظر پایان دنیا در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ می مانند . مثل چند بار دیگری که منتظرش بودند . در سال ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ میلادی . و امیدوارند که مثل دفعات پیش ، دنیا بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد به راه خودش ادامه دهد. اما آیا راستی این چنین خواهد بود ؟

   خب کمی هیجان بد نیست . و امسال بخاطر انتظاری مرموز که نمی توان از آن چشم پوشی کرد ، سال پر هیجانی خواهد بود . البته برخی دیدگاه های عرفانی دینی و معنوی بیشتر بر روی پایان یک دوره از زندگی بشری و آغاز دوره ای دیگر تاکید دارند و نه پایان دنیا . و برخی نشانه ها مقوم این دیدگاه دوم است . که البته این هم می تواند جالب باشد . دوره ای دیگر ، انسان هایی دیگر ، دیدگاهی دیگر ، علایقی دیگر ، روزهایی دیگر و ........  

In the new age, there are fewer and fewer great spiritual personalities. Instead, the realization moves down into the populace where there is an explosion of spiritual realization amongst a considerable number of individuals. The realization of spirit reverses from top down influence to bottom up experience. There is less following, and more becoming, allowing for sustained personal realization. It is a decentralized movement that will lead us to the next stage of human evolution on earth.
   http://www.gurusoftware.com/gurunet/knowledgebase/Spirit/Avatar.htm

  نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 22:59  توسط رویا روستا  | 
 

    تلویزیون در حال پخش مراسم شادی مردم از حلول سال جدید میلادی به ترتیب از استرالیا و ژاپن و ..... می باشد . و من با خودم می گویم چه خوب که مردم با همدیگر شادی می کنند . و چقدر این فرصت های با هم شادی کردن کم است ........

  نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 20:16  توسط رویا روستا  | 
 

-یک دلقک تقریباً لباس و ظاهر مشخصی دارد .

- یک دلقک تلاش می کند که برای خوشایند تماشاگران حرکات خاص ( خنده داری ) ازخود در بیاورد .

- یک دلقک با اینکه واقعاً در حال خندیدن نیست ، اما صورتش را به حالت خندان نقاشی می کند .

- یک دلقک معمولاً همراه یک سیرک است و نمایش او بخشی از نمایش بزرگ سیرک است .

- یک دلقک تلاش می کند تا هنرهایی مثل پانتومیم و آکروبات و ..... را برای ارائه شغلش  یاد بگیرد .

- یک دلقک تمام هویتش و موفقیتش بستگی به خوشایند تماشاگران دارد . و دیگران حتماً باید تاییدش کنند.

- یک دلقک اگرچه ممکن است خود ابداعاتی در زمینه حرفه اش داشته باشد ، ولی در مجموع یک مقلد است. 

- یک دلقک فقط در صحنه نمایش شناخته می شود ، او بدون گریم و با لباس معمولی - وقتی که خود خودش است - معمولاً شناخته نمی شود .

- حالا تفاوتهای من با یک دلقک :

- اوم .......اوم .........اوم.........چرا چیزی به ذهنم نمیاد ؟

  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 15:26  توسط رویا روستا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM