عکس امروز

خیلی از این عکس خوشم اومد - خانم نسرین ستوده ست - فکر کنم  تو خونه شه - با لباس خونه -و سخت مشغول مطالعه و بررسی پرونده حقوقی کسانی  که احتمالاً وکالتشون رو بر عهده گرفته - خانم ستوده الان تو زندون و در حال اعتصاب غذاست - براش دعا می کنم .

پیچیدگی ها و درهم تنیدگی های  اندیشه ورزی ایرانی

  

  به عنوان یک علاقمند  در حوزه مطالعات فلسفه و بعد از دو سال که جسته و گریخته فلسفه غرب مطالعه می کردم ،  تصمیم گرفته بودم  که آرای فلاسفه ایرانی – اسلامی را نیز مروری کوتاه داشته  و از  سرفصلهای اساسی اندیشه ورزی فیلسوفان مسلمان اطلاعاتی کسب نمایم . برای شروع و دخول به این پهنه  ،  سهروردی و ابن سینا  و ملاصدرا و غزالی را نشانه گرفتم و به طور خاص بخاطر  اینکه در این اواخر متون هرمسی توجهم را بخود جلب کرده بود  – و علاقمند به فهم مطالبی در خصوص عالم مثال و دنبال کردن مطالب مربوط به هرمس در فلسفه ایرانی بودم ، سهروردی و حکمت اشراق  را انتخاب کردم   و هنوز کتابهای انسان نورانی در تصوف ایرانی و سرچشمه های  حکمت اشراق   و ده بیست مقاله مرتبط با موضوع را به پایان نرسانده بودم که احساس کردم با توجه به ارجاعات فراوان سهروردی به حکمت ایرانی و ارتباط تنگاتنگ متصوفان با حکیمان اشراق که در بسیاری از موارد نامهای مشابهی را عرضه میدارند باید به سراغ تصوف ایرانی رفته و لذا کتاب ارزش میراث صوفیه آقای زرین کوب را برای مطالعه انتخاب کردم و به محض ورق خوردن برگهای آخر این کتاب دریافتم که بسیاری از این نحله های فکری – عرفانی جنبه های سیاسی متقابلی داشته اند که بر هم تاثیر و تاثر داشته اند . به طور مثال تصوف و اسماعیلیه چنین رابطه ای را با هم داشته اند . یعنی در موارد بسیاری ،  اسماعیلیه به اخذ و یا کپی برداری تعلیمات تصوف دست یازیده و بسیاری از اسماعیلیان در لوای تقیه و  تصوف به انتشار افکار شان  پرداخته اند و  تعداد کثیری  از اهل تصوف در موارد مختلفی  از جمله بحث انسان کامل – عقل تامه – راهنما و مرشد و مراد  و برخی اخلاقیات و مراعات تکنیک های طریقت و ..... با اسماعیلیان شباهتهای غیر قابل انکاری دارند . همچنین بسیاری از اهل تصوف بعد از شکست و قلع و قمع قلاع اسماعیلیه ، در قالب تقیه و حفظ ظاهر ساختار تشکیلاتی صوفیه برای خود به سازماندهی برای قیام سیاسی نیز اقدام نموده و حتی چندین نوبت قیام اهل صوفیه در تاریخ ایران ( تا قبل از روی کار آمدن صفویان) ثبت و ضبط شده است که البته همه آنها به شکست  منتهی شده بود . و حتی قیام شاه اسماعیل را نیز با توجه به مشخصات خانوادگی و تاریخی باید به قیام صوفیان سیاست زده تعبیر نمود .

    صرفنظر از این رخدادهای تاریخی چیزی که توجهم را سخت به خود مشغول داشته و طی این دو روز منجر به مطالعه چندین مقاله در خصوص اسماعیلیان – قرامطه – حسن صباح – فاطمیون مصر و ....... گردید تاویل سیاسی – تاکتیکی اسماعیلیه از شریعت بود که در انتها یک مذهب تاریخ زده را به طرفداران و معتقدان خود عرضه می نمودند . اسماعیلیان با آگرندیسمان نمودن مبحث امامت و قراردادن این مبحث در چارچوبهای تنگ تئوریک خود تلاش نمودند تا در راستای اهداف سیاسی شان همه اعمال و اهدافشاان را توجیه نمایند و اگرچه ظلم و  ستم خلفای عباسی بر موالیان و کشورهای تحت سلطه  از دلایل مهم این نهضت ها تحلیل می گردد – اما نکته جالب توجه تاویل های سیاسی و تاریخی کردن آموزه ها و اعتقادات دینی توسط اینان بوده که در مسیر اهداف خود هر وسیله ای را از جمله ترورهای متعدد و فراوان را توجیه می نمودند .

ضرورت انجام عملیات خرابکارانه در داخل نظام مقتدر و  حاکم عباسی  ، لزوم فدایی بودن و آمادگی برای انتحاری شدن عملیات توسط مریدان را مطرح می نمود . لذا به همه این افراد لفظ فدایی اطلاق می شد و فدایی کسی بود که چند و چون نمی کرد چرا که رهبر خویش را به عنوان امام می شناخت و پذیرش امامت رهبرش دروازه ورود او به شریعت – طریقت و حقیقت محسوب می گردید .

  مطالعه عقاید و ابداعات  اندیشه های اسماعیلیان خصوصاً در مورد امامت –شریعت و ...... نکات جالب توجه دیگری را برایم مطرح نمود که به نظر می آید به نحوی در اصول عقاید جامعه ایرانیان تداوم یافته و حیاتش را حفظ نموده است  . البته در این خصوص افراد زیادی مطالعه و پژوهش نموده اند و نکته ای نیست که من به طور خاص  بدان رسیده باشم . همچنین توجه به این نکات تاریخی و تحولاتی که مکتب در فراز و فرودهای تاریخی متحمل می شود می تواند ضرورت استخراج معارف ناب و خالص را با التزام به مراجعه بیش از پیش به  متون اصلی و اولیه مکتب از جمله کتاب و سنت مطرح نماید  . اگر در چند قرن پیش ، شاه اسماعیل با ادعای ارتباط با امام زمان و دستور گرفتن از وی به کشتار سنی یان در اردبیل و اصفهان و تبریز و ..... دست یازید مسلماً در زمانه ما چنین اعمالی حتی برای پیروان چنین اشخاصی محل شک و شبهه خواهد بود و کم و بیش در زمانه ما نسل افرادی که عقل نظری خود را می توانستند تعطیل نمایند تا در زیر چتر امامت افرادی چون حسن صباح و بزرگ امید و دیگر رهبران اسماعیلیه و صفویه و ...... قرار بگیرند ، منقرض و یا در حال انقراض آخرین بقایای خویش می باشد .

پرتگاه ماتریکس

 

خیلی وقتا مدل زندگی اینجوری میشه  که

از تعدادی پله بالا میری

و پله ها جوری پشت سرت فرو می ریزند

که دیگه نمی تونی به جای اولت برگردی .....

گویا تنها رسالت این پله ها اینه که

یکبار مثل یه راه بی بازگشت

خودشونو سر راه قدمهات قرار بدند

مثل اتفاق هایی که تو زندگی میافته

و دیگه نمی شه به وضعیت ماقبل اون رجوع کرد

مثل دلگیری از یه نفر

که ممکنه هرگز زدوده نشه

مثل دانستن

که بعد از رخ دادن

 دیگه قابل برگشت به وضعیت قبل از خودش نیست

اگرچه دلم گاهی میخواهد

در یک صبح بدوی مه گرفته

با صدای یک خروس وظیفه شناس

در یک روستای فراموش شده جغرافیایی

از خواب بیدار شم

و مدتها فکر کنم و هیچ توده اطلاعاتی وجود نداشته باشه 

که  به من هجوم بیاره

و من تنها به این بیاندیشم که دست و صورتمو بشورم

کمی شیر  و نان  بخورم

و بعد به لب رودخانه بروم و ........

اما......

اما پله های برگشت به این وضعیت فرو ریخته اند

و من احساس می کنم

در حال نزدیک شدن به پرتگاه  ماتریکس ام

پرتگاهی که آبستن یک هبوط تازه ست

هبوط به به سرزمینی تازه

و پشت سر گذاشتن همه حافظه - حواس و ادراکاتی

که تاکنون من را برای من تعریف می کرد

پرتگاهی که در پشت سرش

همه پله های بازگشت فروریخته اند

مسئولیت پاسداری از عفت عمومی با کیست ؟

این عکس رو امروز توی سایت  فرارو دیدم - باورم نشد که مربوط به مانور نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است . اما  منبع عکسها خبرگزاری  فارس و مهر و جهان نیوز و ..... بودند و متاسفانه باورم شد که این عکس متعلق به مانور یگان ویژه ناجا برای مقابله با تظاهرات خیابانی است . و  چون این مانور پسوند خیابانی داشت با حضور زنان خیابانی میکس شد و ....... وگرنه در حافظه تاریخی مردم ما چنین صحنه هایی در هیچ اعتراض و تظاهرات خیابانی ضبط نشده .......

خدایا می دانم که خیلی مهربانی ولی نمی دانم با کسانی که  دین و ایمان و فرهنگ محجوب و متین ملتی را به سخره می گیرند و اشاعه فحشاء می کنند ، چه می کنی ؟ خدایا من از همه این صحنه ها برائت می جویم - از همه کسانی که طرح چنین صحنه های شنیع و ضد اخلاقی را می ریزند و از همه کسانی که آن را اجرا می کنند و از همه کسانی که آن را به تماشا می نشینند  برائت می جویم . خدایا تو شاهد باش که من برائت جستم .

http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8907101815

در برگهای تاریخ نوشته شده که در کودتای ۲۸ مرداد با توجه به جایگاه غیر مردمی حکومت اعلیحضرت همایونی ، شعبان بی مخ و دارو دسته اش ، ارتش وابسته و عده ای از مردم فریب خورده و نیز تعدادی از زنان محله بدنام تهران به طرفداری از شاه به خیابان ریختند و با پولهایی که انگلیس خرج کرده بود - مقدمات بازگشت محمد رضا و سرنگونی حکومت ملی و ضد استعماری مصدق را فراهم آوردند . این عکس مر ا به یاد آن روزها انداخت - چرا که دیگر در تاریخ ما مصداقی برای حضور زنان فریب خورده در خیابانها و ایجاد صحنه های شنیع ضد فرهنگی و ضد دینی وجود نداشت . و من نمی دانم دیگر چه مدرک و سندی باید ارائه داد که فرهنگ و دین این ملت و این مردم و این مرز و بوم در خطر اضمحلال است ؟ دقیقاً نمی دانم آخر و عاقبت چنین اعمالی چه می شود ، اما طبق تعریفی که در مورد حیات دنیوی به آن ایمان دارم - هیچکس به هیزم در حال اشتعالی فوت نمی کند ، مگر اینکه دودش ابتدا به چشمان خودش خواهد رفت و بقول مولانا :

اين جهان كوه است و فعل ما ندا 
سوي ما آيد نداها را صدا 
فعل تو كان زايد از جان و تنت 
همچو فرزندي بگيرد دامنت 

مانور اقتدار يگان ويژه ناجا و حافظه تاریخی

اجراي عمليات مقابله با آشوبهاي خياباني اغتشاشگران در مانور اقتدار يگان ويژه ناجا

این عکس بالایی مربوط به  مانور ناجائه ، ولی اون چیزی که از تظاهرات سبزها تو حافظه تاریخی این مرز و بوم مونده ، این عکسه :

واین عکس چه چیزی را در ذهن تداعی می کند جز رودخانه ای پر مهابت و زلال و پاک را که در جستجوی مقصد ش ، پستی ها و بلندی های بسیاری را پشت سر می گذارد تا به دریا برسد .....