تابستان یخزده

هنوز یه کم حافظه برام باقی مونده و من هنوز یه کم آلیس هستم و میدونم که در حال سپری کردن روزهای نخست تابستانیم ولی من احساس یه گمشده در دشتهای پهناور یخزده و برفی در دل یک زمستان طولانی و بی پایان رو دارم .... سوز سرما مغزمو داره از کار میاندازه و من دیگه به هیچ چیزی نمیتونم فکر کنم به هیچ چیز .

شطحیات یک آدم نامرئی

Image result for emptiness zen

من بدجوری گم شدم یعنی اصلا ناجور نامرئی شدم و خودم هم خودم رو نمی بینم ....و چقدر این گم شدن بده ...... دیگه هیچ کاری با خودم نمیتونم بکنم . حتی نمیتونم تو آینه لبخند خودموببینم .....من از کی نامرئی شدم ؟ از کی گم شدم ؟ از یه طرف هم میگم بهتر که گم شدم . لااقل از دست خودم خلاص شدم

نرو سمیه دنبال فلسفه نرو

Image result for ‫لذات فلسفه‬‎

من پیشنهاد میکنم که اگه کسی تا حالا دنبال کتابا و مطالب فلسفی نرفته ، از این به بعد هم نره

بلایی که کتابا و مطالب و تفکرات فلسفی سرتون میاره با هیچ بلایی قابل مقایسه نیست  سقراط و کانت و نیچه و ویتگنشتاین و هگل بلایی سرت میارند که اون سرش ناپیدا

اول از همه آدمو حسابی عوض میکنند ، بهت میگند نه این استایلت خوب نیست بهت میگند باید اینجوری فکر کنی - اینجوری حرف بزنی - اینجوری سکوت کنی - اینجوری حرف نزنی .....

کاری باهات میکنند که دیگه حرف کسی تو گوشت نمیره احساس میکنی خیلی از حرفایی که میشنوی ارزش گوش کردن نداشت احساس میکنی خیلی از حرفایی که میخوای بزنی ارزش زدن نداره احساس میکنی یه حباب توخالی هستی که همه دنیا درونت منعکسه و همه هستی یه حباب توخالیه بخاطر همین من یشنهاد میکنم که اگه کسی تا حالا دنبال کتابا و مطالب فلسفی نرفته ، از این به بعد هم نره فلسفه یه درده فلسفه یه بلاست فلسفه یه تار عنکبوتیه که هیچوقت ولت نمیکنه نرو سمیه نرو ....