ماهی تنگ بلور

استقبال از عید نوروز| استقبال از نوروز| تصاویر جالب| تصویر استقبال از نوروز| تصویر جالب استقبال از نوروز| تصویر روز| تصویر زیبا| تصویر زیبا از استقبال از نوروز| خبر تصویری از استقبال از نوروز| خبرهای تصویری استقبال از نوروز| دیدنی های استقبال از نوروز| عکس| عکس استقبال از نوروز| عکس جالب| عکس جالب از استقبال از نوروز| عکس زیبا| عکس ماهی قرمز| عکس های خبری| عکس های دیدنی از استقبال از نوروز| عکس های متنوع| عکس هایی از استقبال از نوروز| عکسهای متفاوت از استقبال از نوروز| عکسهای منتخب از استقبال از نوروز| عکسهای منتخب استقبال از نوروز| عید نوروز| ماهی قرمز عید| گزارش های تصویری از استقبال از نوروز

هر سال عید یه ماهی قرمز می خریدم و مینداختم توی تنگ بلور

اما امسال عید

یکی منو خرید و میخواد بندازه  توی تنگ بلورش ..............

.........................

هر سال وقتی عید تموم میشد ،

ماهی قرمز مونو از تنگ بلور برمیداشتیم و میبردیم مینداختیم

تو  یه رودخونه  یا در یاچه  با به حای بزرگتر و بهتر

......................

خدا کنه کسی که امسال عید منو خریده و انداخته توی تنگ بلورش

وقتی عید تموم شد ، منو  از تنگ بلورش بندازه یه جای بزرگتر و بهتر

..........................

رودخونه ایی ، دریاچه ایی ، دریایی  .............

طواف حاجیان دور کعبه

معرفی یک نقشه

   این سنگ نگاره  ، یک نقشه از کره زمینه که توسط قوم بابل حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تهیه شده و هم اکنون در موزه لندن نگهداری میشه -   این نقشه  نکات جالب و عجیب زیادی داره .....و شاید مهمترین نکته اش را تهیه یک نقشه با ذهنیت گرد بودن کره زمین دونست  . در این نقشه بابل در مرکز نقشه و به بیانی مرکز جهان قرار داره و سرزمین آشور و رودهای دجله و فرات و برخی جزایر و کوه ها نیز در نقشه علامتگذاری شده و کل نقشه توسط آبهای اقیانوس محاط شده ، یعنی کل کره زمین و یا خشکیها در این زمین مدور در محاصره آبهای شور یا اقیانوسیه .

   و اما این نقشه یک نکته عجیب و تقریباً مشکل التفسیری داره و اون اینه که این کره مدور توسط ۷ اشعه که به شکل مثلث کشیده شده احاطه شده و مثل اینکه همه این مثلث ها عنوانی داشتند که متاسفانه چهار تا از این مثلث ها  دجار فرسودگی شده و عناوینشان مشخص نیست و  از بین رفته ، اما اون سه تا مثلثی که سالم موندند این عناوین رو دارند :

- محل برآمدن خورشید

خورشید پنهان است و هیچ چیز دیده می شود

-فراتر از پرواز پرندگان

    و شاید بتوان حدس زد که اشعه ها یا مثلث های دیگر همچنان به لایه های بالاتر کره خاکی که می تواند جنبه اسطوره ایی نیر داشته باشد اشاره داشته  و نکته جالب توجه اینه که این لایه ها یا مثلث ها هفت تا هستند که می تواند بیانگر هفت لایه بودن - هفت مرحله عروج و هفت گام کامل شدن - هفت فلک و ........باشد.

 

   و اینچنین است که شگفتی ها فقط متعلق به آینده نیستند ...... گذشته ها هم پر از شگفتی و چیزهای عجیبه و شاید عجیب تر و ناشناخته تر از آینده .......

     و راستی ..........یه سوال .......چی شد که این نقشه  با کره مدور جایش را برای قرنها و قرنها به اندیشه یک سیاره مسطح و غیر کروی داد ؟   

کمدی یا تراژدی ؟؟؟؟

   من هنوز موندم که بگم فیلمای چارلی چاپلین کمدی بودند یا تراژدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و خودش یه قهرمان کمدی بود یا یه قهرمان تراژیک ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

   و خودمانیم چقدر همیشه این دو تا با هم و کنار یکدیگر ، بیانگر حقیقت زندگی اند ؟ و این تنها هنر چاپلین بود که پرده دروغین گسست کمدی و تراژدی رو از مفهوم کلی زندگی  کنار زد و نشون داد که تراژدی و کمدی دو روی یه سکه ست برخلاف خیلیا که همیشه سعی می کردند اگه یکی رو عرضه می کنند اون یکی رو از صحنه بذارند کنار ........ در حالیکه چهره واقعی زندگی همینجوریه که چاپلین نشون می داد  و همه چیز در هم بود بدون  داشتن اختیاری برای سوا کردن ........البته بیان چاپلین برای این پیوستگی یه بیان ساده نبود - چارلی عدم گسست تراژدی و کمدی را با قالبی بسیار فلسفی و عمیق ارائه کرد . در آثار چاپلین گاه رویه زندگی طنزه و عمقش تراژدی و گاه برعکس رویه زندگی تراژدیه و عمقش طنز و کمیک و مگر این دو تا با هم فرق اساسی ایی دارند ؟

  و یه کم هم بدون رودروایسی ........ چقدر چهره واقعی ما  آدما شبیه چاپلینه ....کمی احمق - کمی زرنگ - کمی احساساتی - کمی بیش فعال - کمی ناجور - کمی ترحم انگیز - کمی خنده دار - کمی گریه دار - کمی  ساده لوح  و کودن - کمی آواره - کمی  ولگرد - کمی خوش قلب - کمی بدجنس - کمی نابغه - کمی ناامید - کمی شکست خورده - کمی بی خیال -کمی ماجراجو -کمی بدشانس - کمی خوش شانس - کمی عاشق - کمی ...........

Life of Pi

File:Life of Pi 2012 Poster.jpg

    اگر چه هنوز انسان رفتار مناسبی با اجزای طبیعت پیرامونش ندارد و به آب - خاک و هوا و درختان و علف و ....... احترام لازم را نمی گذارد و همه چیز را در انقیاد امیال و برتری خود می داند - اما اندک اندک طلایه تفکر جدیدی در حال رخ نمایی است که بیانگر بینش وحدت گرایانه  انسان با جهان پیرامونش می باشد. اینکه بقا و حیات و حتی انسان بودنش در کیفیتی مطلوب در گرو رفتار و تعامل مطلوب با طبیعت و  با کلیه اجزای طبیعت اعم از حیوان و گیاه و آب و خاک و ....... می باشد. و طلایه این تفکر در برخی نحله های فکری - فیلمها - داستانها - جنبشها و ....... قابل ردیابی می باشد. و البته در کنه این اندیشه باید رگه های تفکر شرقی و یا برخی از سنتهای  برتافته از خرد کهن و ادیان الهی  را مشاهده نمود ، نظیر آنچه که در برخی از داستانهای قران - انجیل و یا در اندیشه های هندوئیسم و یا سنت های سرخپوستان و ..... نسبت به طبیعت و جانداران گفته و توصیه شده است.

   آقای انگ لی کارگردان آمریکایی تایوانی تبار  که در کارنامه اش دارای چندین  جایزه بین المللی اعم از جوایز برلین - اسکار- گلدن گلوب - بفتا - تورنتو - جشنواره ونیز و ........ می باشد ، دو شب پیش نیز بخاطر فیلم Life of Pi  صاحب چهار جایزه بهترین فیلمبرداری - بهترین کارگردانی - بهترین موسیقی و بهترین جلوه های ویژه در مراسم اسکار سال ۲۰۱۳ شد.

   این فیلم اگر چه با حداقل  تعداد بازیگر ساخته شده اما دارای جذابیت و کشش لازم برای تماشای دو ساعته اش هست - و البته در طول فیلم تنها تعامل دو نقطه طبیعت - انسان پیگیری نمی شود بلکه یک فضای هندسی و دارای بعد مطرح می شود که خداوند حضوری پر رنگ دارد و در واقع  حضور خداوند - تعامل انسان با طبیعت را هدفدار می کند و بیشتر به ضرورت وحدت گرایانه روند ، جهت و معنا ی تعالی بخش می دهد . و یک را ابتدا تبدیل به دو و بعد دو را تبدیل به سه و در انتها سه را تبدیل به یک می کند .

 و یک نکته :

عنوان فرعی پوستر فیلم یعنی the journey of a life time  هم خیلی تفکر بر انگیز است ، آیا کل فیلم استعاره ایی از سفر زندگی انسان است ؟ البته فیلم شواهد زیادی برای این برداشت دارد - جدایی پسر از خانواده اش که همچون یک حادثه رخنمایی می کند و افتادنش در اقیانوس پر تلاطمی که پر از زیبایی و مخاطرات کوچک و بزرگ است - تلاشهای خودش برای بقا - کمکهای جهان برای بقایش و ........ و برداشت فرعی اینکه این مخاطرات خود بخشی از زندگی هستند که هم دوست و هم دشمن ما هستند و در هر صورت ما می توانیم دوست یا دشمن بودنشان را انتخاب کنیم - اما نکته بسسسسسسسسسیار مهم این است که محدوده  ما  و محدوده این مخاطرات کاملاً مشخص باشد . اگر چه هر کدام وجهی از یک واقعیت می باشند اما لازم است که فضای عملکردی هر کدام مشخص و معلوم باشد تا در دل این مخاطرات خوب یا بد محو و نابود نشویم .

................و اما نکته آخر اینکه خیلی با نگاه آقای انگ لی در خصوص زندگی احساس قرابت می کنم - برای من هم زندگی همواره سفری در دل یک اقیانوس مواج و بزرگ است - که تنها دستاویزمان تخته پاره ایی است که  خودمان را به دستش می سپاریم و تنها تفاوت نگاه من و آقای انگ لی این بود که از نظر من در جهان زمینی این اقیانوس ساحلی ندارد و ما همه عمرمان را بر روی این اقیانوس بزرگ و مواج سپری می کنیم - اما آقای انگ لی مسافرش را بلاخره به ساحل و خشکی رساند..............که البته شاید این به خشکی رسیدن نیز خود استعاره ای باشد از نوستالوژی نجات  که به نظر من پرونده یک دوالیزم را باز می کند - اینکه باید این موقعیت خطرناک و پرمجادله را پشت سر بگذاریم و به آرامش برسیم و ......... حال آنکه باید بپذیریم آرامش و مخاطره دو روی یک سکه اند و هر دو در دل این اقیانوس مواج ظاهر می شوند  ...........و یکی از لحظات بسیار زیبا در فیلم رسیدن پسر و ببر به یک جزیره آرامش دروغین بود که ممکن بود چنان نیست و نابودشان کند که تنها یک دندان از آنها در جزیره باقی بماند - آنهم به خاطر اینکه برای گیاه آدمخوار جزیره قابل هضم نبود ........و ای بسا که جزیره های آرامش همین ماهیت را داشته باشند : آبهای اسیدی - گیاهان گوشتخوار و پر از حیوانات احمق و مزاحم و کودن . و به یاد داشته باشیم این جمله حکیمانه پسر را در مورد این جزیره که رنگ و بوی اندیشه های کهن را دارد که :

در واقع جزیره هر چیز را که روز به ساکنانش می داد - شب از آنان باز پس می گرفت.