همسر عزیزم آنقدر دوستت دارم که یا باید مال من باشی یا بمیری
- هر گاه زنی به شوهرش بگوید تو دیگر همسر من نیستی باید دست و پای زن را بسته و وی را در میان آب غرق نمود ولی اگر مردی به زنش بگوید که تو دیگر زن من نیستی باید 80 سکه نقره به زن بدهد و او را رها کند.
- اگر زنی که دارای همسر است به همراه مردی بیگانه در بستری یافت شوند باید زن را سوزاند ولی باید مرد را رها نمود.
http://realhistoryww.com/world_history/ancient/Misc/Sumer/ur_nammu_law.htm
در وهله اول ممکن است این قوانین از منظر عدم برابری حقوق مردان و زنان بسیار تکان دهنده باشد اما با تمرکز بر روی این قوانین احساس کردم این قوانین توسط مردانی حسود و ترسو مکتوب و تهیه شده که شدیداً از اینکه زنانشان آنها را رها کنند می هراسند و اصلاً نمی خواهند که زنشان روزی آنها را ترک کند و متعلق به مرد دیگری شوند که در این صورت از شدت حسادت پذیرش مرگ همسر برای شان راحت تر است. بله .......کمی گفتن این مطلب سخت است ولی این قوانین ظالمانه فقط به این خاطر بوده که آقایان قانون نویس شدیداً و خیلی شدیداً زنانشان را دوست داشتند و حس مالکیتشان در حد یا مرگ و یا زندگی بوده و حد وسطی نداشته ......
و اگر این قوانین فقط دارای جنبه ضد فمنیسم بودند در مورد جدایی و طلاق از زنان می توانست به شکل دیگری مطرح شود . اما می بینیم که در یک جامع ابتدایی ، قانون مرد را موظف می سازد که در صورت درخواست برای جدایی و رها شدن از زندگ با یک زن - حقوقی را که شامل تعدادی سکه است به وی پرداخت نماید تا لااقل بتواند مفری برای خودش در اجتماع بیابد. و این قانون متناقض نما و تقلیل گرایانه -از نگاهی - در حمایت از حقوق زنان است منتهی در یک جامعه بسیار ابتدایی و مرد سالار .