ای کریم
بساط خود را در کنار دروازه شهر پهن نموده ام چرا که دروازه شهر محل عبور غریبه هاست و شنیده ام که تو چون غریبه می نمایی
خود را به هیبت گدایی آراسته ام چرا که شنیده ام تو کریم و بخشنده ای
و من در سر راهی که شاید گذر کنی گدایی می کنم و خود را به خاک قدومت می سایم .... دیگر کارم از عاشقی گذشته و به سرگشتگی رسیده ........
ای غریبه آشنا به این گدا مرحمتی کن ......
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۷ ساعت 10:5 توسط رویا روستا
|