سه روز تعطیلی باعث شد که امروز هنگام آمدن به اداره برایم کمی غریب به نظر یرسد – همیشه آدمیزاد به شرایط سهل و آسان زودتر عادت می کند ، اما در شرائط سخت مدام چشم به تغییر موقعیت ها می دوزد . آخرین روز کاری هفته پیش از کتابفروشی زیر ساختمان اداره  ،کتابی ازآقای گیدنزخریده و با علاقه زیاد و اطمینان از اینکه سه روز تعطیلی حتما فرصتی را برای مطالعه آن کتاب کم حجم فراهم خواهد آورد  به تعطیلات خوشامد گفتم .

      البته سالها بود که کتاب قطور در آمدی بر جامعه شناسی آقای گیدنز را بر روی قفسه های طبقه بالای کتابفروشی ها می دیدم – اما از آنجا که هنوز قصد مطالعه پروفشنال  علم جامعه شناسی را نداشتم و نیز از همت خود در مطالعه کتب قطور و آکادمیک مطلع بودم ، ضرورتی در خرید کتاب مذکور نداشتم . اما وبگردی هفته پیش در سایت آینده پژوهی و مطالعه مقاله ایی با عنوان فراسوی چپ و راست که در واقع تلخیص یکی از کتابهای آقای گیدنز بود ، محرکی شد که من برای خرید یکی دو کتاب از ایشان و مطالعه افکارشان علاقمند شوم و .....

     کتاب چشم اندازهای جهانی  مجموعه پنج سخنرانی از آقای گیدنز را به همراه داشت که در دانشکاهی که خود ریاسنش را بر عهده دارد ، ایراد شده و توسط آقای جلایی پور ترجمه شده است . مسلما جهانی شدن از مهمترین دغدغه های متفکرین معاصر و شاغلان در رشته های مختلف علمی و آکادمیک معاصر می باشد . وقتی کتاب چشم اندازهای جهانی را می خواند م نکته جالب هم اندیشی و توجه بر روی نکاتی بود که کاملا با یکدیگر همپوشانی داشتند . نکاتی در مورد باز اندیشی و ضرورت تحلیل و تبیین شرائط متغیر کنونی پس از امواج انقلاب ارتباطات و نیز نابرابری جهانی و نقش رسانه ها ، فمنیسم ، تغییرات در حال انجام نقش دولت ها و پیامد های نابرابری های جهانی و لزوم اندیشه گری در خصوص تعدیل و کم کردن این نابرابری ها باز به واسطه همان پیوستگی ناشی از روند جهانی شدن و ......

   فعلا قصد تشریح افکار آقای گیدنز را ندارم – اما یک نکته مهم این بود که آقای گیدنز نابرابری را نه بعنوان یک عامل صرفا  اقتصادی بلکه به عنوان یک مفهوم فرهنگی تحلیل می نمود که پارامتر اصلی و مهم مبحث ارتباطات و تکنولوژی مرتبط با آن می باشد . و نکته دیگر این که ترس و منفی بینی روشنفکرانی چون گیدنز به نابرابری جهانی نه از نگاه توسعه ایی و دلسوزانه نسبت به کشور های عقب مانده بلکه بخاطر اطمینان از تاثیر و تاثر عقب ماندگی و ارسال امواج نامساعد آن به کشور های توسعه یافته  ( توجه به مقوله حاشیه و متن ) می باشد و از این روست که گیدنز درلیست مشاورین تونی بلر خود نمایی کرده  و وارد عرصه سیاست ورزی در کنار دیگر مردان سیاست جهانی قرار می گیرد .

    نکته جالب دیگر کلاسه کردن ، کدینگ نمودن و ارائه تعاریف از داشته ها و پنداشته های ذهنی بود که قابل ذکر و توجه بود . بسیاری از نکات مذکور در کتاب شاید بارها و بارها در ذهن من خواننده مرور شده و بدانها حتی فکر نیز شده  بود اما نقطه تمایز ، کلاسه کردن ، ساختار بخشی و ارائه تعاریف از پنداشته های ذهنی توسط اقای گیدنز بود که مجموعا می توانست ایشان را به عنوان یک نظریه پرداز متخصص در زمینه مقوله جهانی شدن مطرح نماید .

   پس از خواندن کتاب آقای گیدنز وقتی به اوضاع داخلی کشور خودمان و انحلال سازمان برنامه ریزی و عدم توجه دقیق و مدیریتی به مسائل درونی از جمله مبحث زنان ، محیط زیست ، بزهکاری ، فساد اداری ، نفی دستگاه های نظارت کننده و بهره گیری و برنامه ریزی نادرست از در آمد های نفتی و ..... فکر می کردم احساس واهمه بیشتری به من دست داد  ، چرا که روند جهانی شدن به اندازه کافی ترکش های مخرب برای کشور هایی که نتوانند تهدید ها را تبدیل به فرصت کنند  خواهد داشت و اگر این کشور ها در مسائل داخلی نیز نتوانند برنامه ریزی درست داشته باشند دیگر واویلا ......