سیاست ستاره سازی در صنعت فیلمسازی
![]()

گاهی از اینکه علارغم تولید چند هزار فیلم در طول یکسال ، تعداد ستاره های درخشان و معروف دنیا محدود و انگشت شمارند ، تعجب می کنم و علامت سوالم وقتی بزرگتر می شود که گاه بنظر می آید برخی از نقش آفرینی های این به اصطلاح ستارگان چندان چنگی هم به دل نمی زند و از هر 6-5 فیلمی که بازی می کنند ، ممکن است یکی اش کمی سروصدا بکند یا قابل تامل باشد ، که البته ممکن است این حالت هم رخ ندهد ، اما آنها همچنان ستاره باشند . مقصودم از ستاره کسانی اند که در حافظه افراد علاقمند به سینما و فیلم در پهنه یک یا چند کشور و یا تعداد بسیار زیادی از کشورها در چند قاره به عنوان چهره های جذاب و معروف و دوست داشتنی بر پرده سینما شناخته شوند . مثلا ً آنجلینا جولی ، کیدمن ، برادپیت و مت دیمون ، تام کروز ، مل گیبسون ، جرج کلونی ، آرنولد ،دی کاپریو ، مونیکا بلوچی ، زتا جونز ، و از قدیمی ها براندو ، مک کویین ، جیمز دین ، همفری بوگارت ،مریلین مونرو ، ادری هیپورن ، مری پیکفورد ، اوا گاردنر ، مارلین دیتریش، شرلی تمپل ،سوفیا لورن و ....
البته چنانکه از نام ستاره برمی آید مدت حضور پر درخشش شان خیلی طولانی نیست – اما در هر صورت بسیاری از آنها تا یک دوره طولانی از سالهای زیبایی و شکفتگی خود را تا زمانی که پیری و کهولت نقش های خود را بر چهره و اندامشان به منصه َ ظهور برساند ، همچنان بر روی پرده جادویی سینما به نقش آفرینی موفق مشغول خواهند بود و در لیست جدول محدود فیلم سازان برای انتخاب و بازی در فیلم ها خواهند بود . و حتی برخی پس از مرگشان نیز به عنوان ستاره های بیاد ماندنی در ذهن نسل ها باقی می مانند . چنانکه گاربو ، دیتریش ، جیمز دین ، همفری بوگارت و مرلین مونرو هنوز مورد پرس و جو و کنکاش جستجو گران قرار می گیرند و عکس ها و فیلم ها و نوشته ها و کتابهای مرتبط با آنان بصورت مکرر و در کمیت های باورناپذیر مورد سرچ و بازکاوی و بازبینی قرار می گیرد .
برای اینکه خیلی از مقصود خود دور نشوم بنظرم می آید صنعت ستاره سازی در واقع ساخته و پرداخته سیاست ستاره سازی می باشد و سیاست ستاره سازی دارای ضوابط و قوانین و رویه های مدونی است که پیروی از انها ضامن موفقیت این صنعت خواهد شد . یکی از ضوابط و قوانین این صنعت ( صنعت ستاره سازی ) محدودیت و انگشت شمار کردن چهره هایی است که باید مطرح باشند . مثلا ً اگر سینمای هند 150 چهره َ معروف داشته باشد ( که می تواند داشته باشد ) مسلما ً محبوبیتی را که جامعه َ علاقمند به سینما در کشور هند می توانند نثار این 150 چهره کنند تجزیه و شکسته می شود و هر کدام جاذب بخش کوچکی از مجموع محبوبیت خواهند شد و محبوبیت سرشکن شده و جذر گرفته شده مسلما ً آسیبی قابل پیش بینی بر جلب و جذب مشتری و توفیق گیشه خواهد داشت و تنها با تجمیع و تمرکز علایق و سلایق بر روی چند چهره محدود و محبوب و جذب دایره بسیار وسیعی از علاقمندان است که می توان به فروش قابل توجه گیشه ها امیدوار بود . تهیه کننده و فیلم سازهندی که قبلا ً با آمیتا پاجان و اکنون با مثلا ً شاهرخ خان قرار داد می بندد ، پشتش را بر روی صندلی راحتی اش تکیه می دهد و می داند سرمایه اش با بازده قابل توجه بسویش باز می گردد . و البته معمولا ً درخشش و محبوبیت این ستاره ها نه فقط معلول و نتیجه بازیگری شان در فیلم ها بلکه بیشتر پیوسته به تبلیغات ، پروپاگاندا و حواشی زندگی آنهاست که از طریق رسانه های مختلف بصورت مکرر در قیف چشم و گوش و ذهن افراد جامعه فرو ریخته می شود تا بالاخره آنها بدانند و بفهمند که با یک ستاره مواجه می باشند .
و اینچنین است که هالیوود و بالیوود و ...... با همه عظمت و ثروت و امکاناتشان هر کدام تعداد مشخصی ستاره دارند و آنها نیز تا زمان مشخصی ستاره خواهند بود تا طبع تنوع طلب مخاطبین نیز ارضا شود . سطح فیلم ها و نقش آفرینی بسیاری از این ستاره ها و حتی سوپر استارها به آسان ترین روش می تواند توسط افراد دیگر و حتی هنرمندان ناشناس ایفا و اجرا گردد و شاید نتیجه بهتری از هنر بازیگری نیز نمایش داده شود ، اما احتمالا ً و شاید یقینا ً ممکن است نتیجه موفقیت آمیزی را در بازار فروش برای تهیه کنندگان ببار نیاورد و این است که باید گفت سیاست ستاره سازی الزام صنعت فیلمسازی است و این صنعت نیازمند وجود افرادی حتی با میانمایه ایی از استعداد برای قرار گرفتن در پکیج و بسته بندی آماده ستاره های سینما می باشد .