قلعه شنی من

با ردیف کتابهایم شکل می گیرند

آنها را ردیف به ردیف کنار هم می چینم

و خود چون ملکه ای

با عصای مرصع

وارد می شوم

و گاه می پندارم که کلمات چون هیات بی شکلی از  ابرها

در هم می پیچند

و کتابم را

در میان آسمان و زمین می نگارند و .....

من در این قلعه شنی

گاه با دشمنان و گاه با دوستان

گاه با شرایط نامساعد

و گاه با وضعیت دلخواه سر می کنم

اما در هر صورت

تا آنجا که به یاد دارم

من همیشه از بازی کردن

با این قلعه شنی لذت برده ام

همیشه .......