دا
آدرس وبلاگ : http://oham_13.persianblog.ir/1385/7/
تو او هستی
در میان کتب مقدس ادیان ملل مختلف، کتب مقدس هندی جایگاه ویژه ای دارند؛ یکی از ویژگی هایی که باعث چنین جایگاهی ست زمینی بودن این متون بوده به طوریکه هیچ هندویی ادعای آن را ندارد که کتاب مستقیما دارای سرچشمه الوهی ست بلکه به عوض معتقد است که چیزی نمی شناسد که از سرچشمه الوهی بی بهره باشد ....از این منظر کتب مقدس هندو، وحی منزل نیستند و ارزش قدسی خود را نه از ارتباط مستقیم با خدابلکه از محتوای عمیق درون خود و رابطه ی درونی با کل هستی پیدا می کنند.در آیین هندویسم کتب مقدس فراوانی داریم که هر کدام به نوعی تکمیل کتب قبلی و به مناسبت و موقعیت های زمانی فراخور پدید آمده اند.اما در میان این کتب که شامل وداها، اوپانیشاد ها ، گیتا و رامایانه ، مهابهارته و پورانه هاو...ست بایست جایگاهی ویژه برای اوپانیشاد قرار دادچرا که از نظرویژگی های ساختاری و شهودی بر مابقی کتب تفوق و دیدی همه خدا انگارانه به هستی داردوقتی با این شعار آغاز می کنیم :به راستی کسی که عالی ترین را بشناسد ، خود عالی ترین می شود..درباره ی اوپانیشاد ها مختصر این که در حدود قرن هشتم پیش از میلاد به وجود آمده اند در زیر یکی از داستان های بریهادارتانیاکا اوپانیشاد از کتاب گزیده کتاب مقدس اوپانیشاد به کوشش آر بی شارما را با هم مرور می کنیم:
در طلب دانش راستین ، فرشتگان ؛ انسان و شیاطین به خدمت آموزگار اعظم تقرب جسته، از او کسب تکلیف می نمودند. قبل از همه فرشتگان پیشی گرفته ، ازوی پرسیدند: ای سرور ستوده ! فرمان چیست تا از آن پیروی کنیم ؟ وپروردگار چون مریدان را مشتاق یافت ؛ دوحرف دال و الف را به ایشان عرضه کرد و فرمود:"دا!" .پس آنگاه از ایشان پرسید: آیا مقصود مرا دریافتید؟ ایشان عرض کردند : آری مقصود تو از "دا" همان دوری از هوا است . از آن جا که طبیعت ما از لذت سرشته شده ، می بایست بر نفس خویش تسلط بیشتری داشته باشیم ...پروردگار با رضایت فرمود: آری منظور مرا به درستی دریافتید. سپس آدمیان به وی نزدیک شدند و پرسیدند: ای سرور ستوده ! فرمان چیست تا از آن پیروی کنیم ؟ پروردگار فرمود:"دا "، وسوال کرد: آیا مقصود مرا دریافتید؟ ایشان عرض کردند : آری مقصود حضرتت از دا همانا دهش بی ازا است . از آنجا که طبع ما از طمع سرشته شده می بایست موهبت های تو را با دیگران تقسیم کنیم. اگربیش از این نیز چیزی نفرمایی ، همین فرمان تو ما را کافی ست ..پروردگار با رضایت فرمود : آری منظور مرا به درستی دریافتید ! پس از آن شیاطین به حضور وی رسیده ، پرسیدند : آفریدگارا ! چه می فرمایی تا از آن پیروی کنیم؟ پروردگار فرمود :"دا" و سوال کرد : آیا مقصودم را در می یابید؟ شیاطین گفتند : آری مقصود تو از دا دوستی بی ریا است ، چرا که بی رحمی و خشونت در نهاد ماست و می بایست همدردی با سایر موجودات را پیشه ی خود سازیم . پروردگار با رضایت فرمود : آری ، مقصود مرا به درستی دریافتید...آیا به صدای تندرها گوش می دهید؟آنها پاسخ پروردگاربه شما هستند که تکرار میکند : "دا"
قبل از هر چیز اشاره ای به این نکته می کنم که همانگونه که در داستان دیدیم در آئین هندویسم شیاطین دارای آن بار منفی که ادیان سامی و اساطیر ایرانی و غربی دارند ، نبوده واصولا سه دسته ی فرشتگان ، انسان ها و شیاطین سه دسته از ابنا بشر ند که که در سه مرحله ی کیفی به سر می برند :برگزیدگان ، عموم مردم ، و مادی گرایان که برای هر کدام تنها یک پاسخ صادر می شود : "دا"!
نکته ی مهم دیگرکه در این داستان وجود داردمساله پرسش است.اصولا در فرهنگ هندی شما چیزی نخواهید شنید مگرسوالی داشته باشید درواقع اعتقاد بر این است که شما زمانی سوال را می پرسید که تشنه ی شنیدن پاسخ باشید یعنی بایستی ذهن درگیر سوال شده باشد و بعد پاسخ می رسد اما در این داستان پاسخ بسیار کوتاه است و عملا بر اساس دریافت شما معنا می یابد .پاسخ چیزی ست از درون شما .به عبارتی خداوند می گوید : پاسخی وجود ندارد که تو آن را درون خود نداشته باشی!پاسخ بسیار ساده ای ست :دا اما می تواند حداقل در این داستان به سه شکل دریافت شود پاسخ صحیح آن دریافتی ست که شما در درون خود می یابید.مساله اصلی در آیین های شرقی همین توجه به درون است .جالب است بدانید که محراب در یک معبد هندو سه تا چهار متر زیر زمین است!و این اشاره به درون دارد همان گونه که برهمن هستی دهنده اصلی آیین هندو درون گل نیلوفری زندگی می کند باید درون را یافت .می دانید که گل نیلوفر گلی ست که در مرداب می روید . اگر مرداب به مفهوم پلیدی مادی گرایانه تصور شود نیلوفر همان درون شماست باید از درون سر بر آورد پاسخ همان درون است حتا اگر مثل مردابی پلید به نظر آید.
نکته ی آخر این که صدای تندرها و اصولا صدای طبیعت و هر کنش از آن ؛ پاسخ خداوند است .اما این تویی که پاسخ را در می یابی .پاسخی از هزارتوی درونت...