به نظر می آید ذهن من کم کم شده محل حضور همه " به نظر می آید " های دنیا :

- به نظر می آید خلقت هدفی دارد

- به نظر می آید هدف خلقت گنگ است

- به نظر می آید خلقت هدفی ندارد

- به نظر می آید نظمی متقن در هستی وجود دارد

- به نظر می آید نظمی آشفته در جهان وجود دارد

- به نظر می آید نظمی در جهان نیست

- به نظر می آید عمل فایده دارد

- به نظر می آید عمل فایده ای ندارد

- به نظر می آید می توان به شناخت رسید

- به نظر می آید شناخت نسبی است

- به نظر می آید هیچ شناختی قابل تحقق نیست

- به نظر می آید می توان جامعه ای خوب ایجاد کرد

- به نظر می آید که نمی توان یک جامعه مطلوب بر پا نمود

- به نظر می آید انقلاب فرانسه یک جهش مثبت به سوی آزادی بود

- به نظر می آید انقلاب فرانسه دلیلی برای دروغین و بی فایده بودن حرکتهای اجتماعی بود

- به نظر می آید که می توان به رستگاری رسید

- به نظر می آید که رستگاری بدست نمی آید

- به نظر می آید جهان رو به تکامل است

- به نظر می آید جهتی در حرکت جهان وجود ندارد

- به نظر می آید ........

و در عوض در ذهن من  جا برای یقیناً ، تحقیقاً ، دقیقاً ، به راستی و ........ هر روز و هر روز تنگتر و تنگتر می شود .