پیشواز تولد یک دوست
تنفس هواي مانده ملولم ميکند
پرنده اي که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر
بسپارم
به اصل روشن خورشيد
و ريختن به شعور نور
طبيعي است
که آسياب هاي بادي ميپوسند
چرا توقف کنم؟
معيارهاي سنجش
هميشه بر مدار صفر سفر کردهاند
چرا توقف کنم؟
من از عناصر چهارگانه اطاعت ميکنم
و کارم تدوين نظامنامه نيست
مرا تبار خوني گل ها به زيستن متعهد کرده است
.................................................................
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ ساعت 13:33 توسط رویا روستا
|