بعد از دیدن سر سری قسمتهایی از یکی دو سریال خارجی - از وجود نهایت خشونت و س....ک.. س حیوانی که در همه قسمتهای این سریالها گنجانده شده بود ، به نظرم آمد استفاده افراطی از این دو نهاد - نشان از نوعی بن بست در اندیشه بشر معاصر دارد که به نحوی در سینما که صفحه نمایش اندیشه پیشرو   انسانهای ساکن کره زمین محسوب می گردد ، متجلی می شود. و همچنین استفاده نهایی و افراطی  از خشونت و س.... ک.. س حیوانی ، از نگاهی نمایشگر نفسهای به شماره افتاده مرد سالاری نیز هست - چرا که استفاده مهوع از این دو نهاد که در ملک طلق مردان است بیانگر وازدگی و ناخوشایندی مردان از این میراث نیز می باشد. جالب اینکه هر دو سریال تاریخی و مرتبط به دوران پهلوانی و  شوالیه گری و گلادیاتورها بودند  و گویا تنها میراث بشر از گذشته اش جنگجویی - بی بند و باری ج....نسی آنهم از نوع حیوانی و خشونت بی حد و حصر بوده است. و البته نکته جالبش این است که این دو سریال تاریخی ( اسپارتاکوس و بازی پادشاهان ) هر دو مورد استقبال گسترده و جهانی قرار گرفته و تماشاگران زیادی در حال دنبال کردن این سریالها هستند . اگر چه سریالها مربوط به زمانهای بسیار گذشته و افسانه ایی تاریخ بشر بودند اما ردَ پای دو نهاد فوق همچنان تا زمان ما در جنگهای متعدد و مستمر و بدون وقفه ایی که در پهنه جغرافیایی کره زمین رخ می دهد و نیز خشونت و افراط در نمایش تمتع ج......نسی در رسانه های مختلف و نیز در زندگی واقعی که آخرین بار چندی پیش در هندوستان منجر به کشته شدن دختری جوان پس از تجاوز وحشیانه چندین مرد به وی گردید، قابل پیگیری می باشد.

   شباهت تام این دو سریال در هدف قرار دادن دو نهاد مذکور یعنی خشونت جسمی و ج ....نسی که دقیقاً مفهوم پو...رنو ....را تداعی می کند ، سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته و با خودم می اندیشیدم که همیشه باید پشت سر همه افراط ها ، منتظر یک تغییر روند و سنتز ی بود که به طور واضحی با روندهای پیشین اش متفاوت باشد ......... و به راستی این سنتز دارای چه مشخصاتی می تواند باشد ؟ آیا می توان امیدوار بود که پیامد این روندها به یک تعادل و روند طبیعی بیانجامد و یا نه باز باید چرخه ایی دیگر از تفریط ها را شاهد باشیم ؟ دوباره یک دوره از زن سالاری و باز چرخه هایی که متضمن یک اکوسیستم نرمال و مطلوب برای رشد ابعاد مختلف جوامع انسانی نباشد.

   اندیشه در خصوص این دو سریال که به طور بسیار سر سری و در یک فرصت کوتاه نگاهشان کردم - چندین روز ذهنم را به خود مشغول کرده بود و به بحرانها و بن بست های مرد سالاری می اندیشیدم و اینکه این بحران سر از کجا در می آورد که شاهد یک فیلم دیگر بودم . فیلمی لطیف و ساده که شاید در چند سال اخیر نظیرش را ندیده بودم . یک فیلم با محور قرار دادن خانواده و روندهای ساده و معمولی آن و در عین حال جذاب و زیبا .فیلم English Vinglish محصول  کشور هندوستان است و به ناچار کمی دچار رویا پردازی های سینمای این کشور نیز هست - اما قرار نیست که در سینما فقط واقعیت ها به تصویر کشیده شود ، سینما بیش از واقعیتها به رویا ها و ذهنیتها وابسته است و همچنین به طور سنتی باید یک چشمش به گیشه و فروش و محبوبیت مردمی اش نیز باشد.

   English Vinglish روایت کننده زندگی یک زن ساده هندی است که تلاش وافری برای ایفای نقشش در قالب یک مادر و زن خانه دار دارد  ، ولی علی رقم همه تلاشهای خالصانه اش در نگاه همسر و دختر بزرگش به عنوان یک زن متحجر و سنتی  نگریسته می شود. تا اینکه اتفاقی در زندگیش می افتد و او مجبور می شود به نیویورک برود و در طول مدت کوتاهی که در آنجا بسر می برد زبان انگلیسی یاد می گیرد و .............اینجا پرده دیگری از هویتش رونمایی می شود  - تحولی که شاید خانواده اش قبلاً  به عنوان یک  فرصت به آن  می نگریست - ولی حالا  قابلیت تبدیل شدن به یک تهدید را نیز داشت ، چرا که یکی از همکلاسیهای جوان و زیبای این خانم بسیار سخت و بسیار لطیف و دوستانه عاشق وی می شود ......دوستی که به شکوفایی برخی احساسات خوب و توانایی های نهفته در این خانم کمک شایانی به وی می کند و البته این خانم با اصل قرار دادن تعهدات خانوادگی اش ، روابطش را با دوست فرانسوی اش تا مرز احترام به حریم خانواده ادامه می دهد و ........ 

   لطافت  و جذابیت این فیلم  کمی مرحم زخمی بود که از سریالهای اسپارتاکوس و گیمز آو ترون باقی مانده بود  اگرچه کمی بچه گانه و هندی هم بود !!!!!!!!!